از طریق یکی از دوستانم ، با خبر شدم که سمیناری روانشناسی در نزدیکی محل کارم برگزار میشود. گرچه که خیلی دید مثبتی نسبت به سمینار روانشناسی نداشتم ، به اصرار دوستم با همدیگر به سمینار روانشاسی رفتیم که درباره زندگی سالم و نکاتی بود که برخلاف تصورم خیلی کارآمد و کاربردی بود. پس از آن تصمیم گرفتم تجربه خودم درباره این سمینار را با شما به اشتراک بگذارم . 5 نکته طلایی که در یک سمینار روانشناسی آموختم به ترتیب در ادامه می آید :

در زمان حال زندگی کنید

تمام دارایی شما همین لحظه کنونی است. توانایی ما در زمان حال زیستن ، گویای آن است که آرامش درون و کارایی هر فرد تا چه میزان است. چه اهمیتی دارد که دیروز چه طور گذشت یا فردا چه خواهد شد. آنچه مهم است همین لحظه است است که در آن قرار دارید. در این دیدگاه ، کلید شادی و رضایتمندی تمرکز بر زمان حال است. یکی از زیباترین ویژگی های کودکان اینست که با تمام وجود مجذوب زمان حال هستند. آنها خود را به طور کامل غرق کاری میکنند که پیش روی خود دارند؛ خواه تماشای یک سوسک باشد، خواه کشیدن نقاشی یا ساختن قصر شنی و یا هر آنچه که مصمم به وقف انرژی خود برای آن هستند.

اما وقتی بزرگتر میشویم ، یادمیگیریم همزمان ذهن خود را درگیر چندین مساله کنیم و اجازه میدهیم مشکلات گذشته و نگرانی های آینده در زمان حال یک جا جمع شده و ما را سردرگم و منفعل کنند. علاوه بر این ، می آموزیم که شادی و خوشی را به وقتی دیگر موکول کرده و بیشتر مواقع تصور میکنیم در آینده همه چیز بهتر از زمان حال خواهد شد.

پیشنهاد می کنیم بخوانید :   راههای جلوگیری از رفتارهای نامطلوب کودکان

زمان چیزی نیست جز مفهومی انتزاعی که در ذهن شما وجود دارد. آن و لحظه کنونی تنها زمانی است که در اختیار داریم ، پس بهتر است استفاده مطلوبی از آن ببریم.

نشستن و انتظار کشیدن برای وقوع حوادث

تا به حال به این موضوع توجه کرده اید هربار منتظر تاکسی هستید ، انگار که هرگز هیچ خودرویی از راه نخواهد رسید ؟ مشابه همین اتفاق در مورد چیزهای دیگر نیز می افتد . ضرب المثلی قدیمی وجود دارد که میگوید : اگر به کتری نگاه کنی هرگز نمی جوشد. گاه اتفاق می افتد که مدتی طولانی منتظر یک تلفن مهم هستید و آنگاه از شدت کسالت و انتظار خود را سرگرم کار دیگری میکنید ، ناگهان زنگ تلفن به صدا در می آید.

به موقعیت ها و فرصت های خود در زندگی چنگ بیندازید و در لحظه زندگی کنید. هرگاه در انتظار چیزی هستید خود را به کار دیگری مشغول کنید. به عنوان مثال اگر منتظر هستید هالیوود استعداد فوق العاده شما را کشف کند ، در این فاصله به کلاس سبد بافی بروید. یا اگر دوستتان برای بردن شما به میهمانی دیر کرده ، در این فاصله یک کیک بپزید یا آلبوم عکس های قدیمی را ورق بزنید. وقایع را به حال خود رها کنید تا نتایج دلخواهتان زودتر از راه برسند.

بخشودن

تصمیم به بخشش خود یا دیگری به معنای انتخاب زمان حال برای زیستن است.حتما با جملاتی مانند این اشنایید :  «هرگز مادرم را به خاطر نوع رفتارش نمی بخشم» و یا «نمیتوانم خودم را ببخشم». اگر از بخشیدن کسی امتناع کنیم ، در وایع این تلقی به وجود می آید که ترجیح دهیم به جای بهبود شرایط ، به اتفاقات گذشته چسبیده وهمواره می خواهیم دیگران را سرزنش کنیم. وقتی خود را نمی بخشیم در حقیقت در تیپ شخصیتی مقصر باقی مانده و خود را دچار اضطراب شدید ذهنی میکنیم.

پیشنهاد می کنیم بخوانید :   دفتر زندگی شما چگونه است؟

سرزنش و یا احساس گناه کردن هر دو به یک اندازه مخرب و خطرناک هستند. با سرزنش خدا ، خود و دیگران ما تنها صورت مساله را پاک کرده و در واقع از حل مشکلات فرار کرده ایم. همیشه حق انتخاب با ماست که قدر و ارزش زندگی خود را بدانیم ، در لحظه زندگی کنیم و از آن لذت ببریم و یا خود را به کینه و اضطراب های قدیمی زنجیر کنیم.

شادمانی

آبراهام لینکلن در جایی گفته بود : بیشتر مردم به همان میزانی که در ذهن خود باور دارند ، می توانند شاد باشند. سیر اتفاقات و حوادث تعیین کننده شادمانی ما نیستند ، بلکه نحوه واکنش ما به حوادث است که در خوشی و شادی ما اثر گذار می باشد.

گاهی اوقات شاد زیستن کار آسانی نیست و شبیه تمیز نگه داشتن یک خانه زیباست که به طور دایم بایستی باید حواسمان به گنجینه و داشته های ارزشمندمان بوده و در عین حال آشغال ها را دور بریزیم . شاد زیستن یعنی در جست و جوی خوبی ها بودن. گاهی یک منظره طبیعی از پشت یک پنجره ، برای یک نفر همچون یک نقاشی زیبا و برای دیگری فقط پنجره ای کثیف و پر از لکه است! این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم چه چیزی را ببینیم و به چه چیزی فکر کنیم.

غلبه بر افسردگی

در زندگی روزهایی وجود دارد که زندگی به نظر سخت و دشوار می آید . شرایطی که در آن دست تنها مانده ایم ، از عهده پرداخت صورت حساب ها برنمی آییم ، از کار اخراج شده ایم و یا کسی را که دوست داشتیم از دست داده ایم. در چنین شرایطی اغلب با خود اندیشیده ایم تا «هفته آینده چگونه دوام بیاورم» و البته هر بار به طریقی از پس کاها بر آمده ایم! به احتمال زیاد ، ما دورنمای شرایط را درنظر نگرفته ایم و مدام اوضاع را بدتر و مایوس کننده تر از آنچه هست به تصویر کشیده ایم. با چنین دیدگاهی ، آینده را همچون میدان مین و پر از مشکلات می بینیم و با خود چنین می اندیشیم که آیا کسی وجود دارد که بتواند از عهده مشکلات من بر بیاید.

پیشنهاد می کنیم بخوانید :   10 مورد از خدمات کلینیک روانشناسی

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد ضروری ستاره زده شده اند *