مشاوره و درمان ویلیام گلاسر ، واقعیت درمانی نام دارد. این روش مبتنی است بر تئوری انتخاب و بر توسعه روابط موجود تاکید میورزد .تقریبا همیشه روایط گذشته را کنار می گذارد و برای موفقیت بر ایجاد روایط مطلوب بین درمانگر و درمان جو تکیه میکند.

در جریان درمان ، گلاسر اشاره به این نکته دارد که ممکن است زمانی از جلسه ، شامل ارائه توضیحات درباره تئوری انتخاب برای مراجعان هم بشود. برای مثال در رابطه با یکی از مراجعانش که برای درمان افسردگی خویش به مطب گلاسر آمده بود ، زمان زیادی را به صحبت کردن درباره انتخاب افسردگی اختصاص داد. کلمه انتخاب ، این فکر  را در ذهن مخاطب ( که در اینجا مراجع یا درمانجو میباشد ) تداعی میکند که گویا مصیبتی که برسرشان آمده را خوشان انتخاب کرده اند. گلاسر در این رابطه مینویسد :

“آنچه تعجب بیشتر افراد را بر می انگیزد این ادعای من است که آنها مصیبت خویش را که از آن می نالند خود انتخاب میکنند. و این فکر بسیار متفاوت است با آنچه بیشتر افراد به آن معتقدند ؛ بخصوص کسانی که در پی کمک روان شناختی بودند و نشانه های رنج آور خویش را افسردگی می نامیدند.”

شرح افسردگی از نظر گلاسر

در ادامه گلاسر ، به شرح افسردگی انتخابی می پردازد :

“وقتی دچار افسردگی می شویم به این موضوع اعتقاد پیدا میکنیم که قربانیان احساسی هستیم که بر آن کنترلی نداریم ، وقتی مدتی طولانی به شدت افسرده باشیم ، این انتخاب معمولا افسردگی بالینی نامیده می شود و یک بیماری روانی تلقی می گردد. از اعتقادات کنونی این است که بیماری روانی در اثر عدم تعادل شیمی مغز ایجاد می شود. بیماران برای تصحیح این عدم تعادل و احساس بعتر ، نیازمند مصرف داروهای موثر در مغز هستند و برای افسردگی های زیاد پزشکان فورا از دارویی چون “پروزاک” استفاده میکنند.”

پیشنهاد می کنیم بخوانید :   10 کاری که برای سلامت روح خود میتوانید انجام دهید

گلاسر معتقد است که معمولا مراجعان افسردگی را انتخاب میکنند تا با موقعیت موجود کنار بیاند و یک درمانگر ، میبایست با وادار ساختن مراجعین به انتخاب های بهتر ، بدون نیاز به دارو به آنها کمک کند.وقتی  بخواهیم انتخاب یک رفتار رنج آور مثل افسردگی را متوقف کنیم انتخاب ما این گونه خواهد بود :

1-آنچه را که میخواهیم تغییر دهیم 2- آنچه را که انجام میدهیم تغییر دهیم 3- هردو را تغییر دهیم.

افسردگی در تئوری انتخاب ویلیام گلاسر
افسردگی در تئوری انتخاب ویلیام گلاسر

گلاسر به مواردی اشاره میکند که افسردگی به درمان منتهی شده است. او چنین استدلال میکند که این افراد به هنگام انتخاب افسردگی ، انتخاب های به مراتب ایده آل تری را هم داشته اند. اگر این مراجعان از همان ابتدا قادر بودند که این انتخاب های بهتر را انجام دهند ، در نتیجه میتوان نتیجه گیری کرد که هیچگونه بیماری روانی در آنها وجود نداشته و هیچ اشکالی در مغز آنها نبوده که این توانایی انتخاب های بهتر را از آنها بگیرد.

گلاسر معتقد است که انتخاب افسردگی روانی ، هر قدر شدید و طولانی باشد ، یک بیماری به حساب نمی آید. مانند رفتار های دیگر ما ، آن هم یک انتخاب است. البته انتخابی مستقیم ، چون راه رفتن و حرف زدن نیست . اما وقتی که مفهوم رفتار کلی را درک کنید خواهید دید که کل احساسات ما ، اعم از مطلوب و نامطلوب ، انتخابی مستقیم اند.

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد ضروری ستاره زده شده اند *