دانشمندانی که روی بیماری‌های همه‌گیر مطالعه می‌کنند، لیستی بلندبالا از همه‌ی بیماری‌های مرتبط با استرس -شامل دیابت، تصلب شریان‌ها، آسم، حساسیت ها، چاقی و سرطان- تهیه کرده‌اند و آنها را «بیماری‌های حاصل از تمدن» می‌نامند. این بیماری‌ها در دنیای پیشرفته شایع هستند، ولی عملا در جوامع بومی وجود ندارند.

در بررسی بر روی ۲۰۰۰ نفر افراد بومی قبیله‌ی کالولی در پاپوا، گینه‌ی نو تنها یک مورد جزئی افسردگی که احتیاج به مراقبت داشت مشاهده شد. می‌پرسید چرا؟ به گفته‌ی ایلداری، چون سبک زندگی قبیله‌ی کالولی، بسیار مشابه سبک زندگی اجداد شکارچی ما است که قبل از رواج کشاورزی دو میلیون سال رواج داشت.

به گفته‌ی استیفن ایِلداری (Stephen Ildari)، نویسنده‌ی کتاب The Depression Cure:

۹۹.۹ درصد از تاریخچه‌ی زندگی انسان به سبک شکارچی و قبیله‌ای سپری شده است. بیشتر فشارهای انتخاب طبیعی، که ژن‌های ما را شکل داده‌اند، کاملا و به خوبی با آن شرایط و سبک زندگی سازگار شده‌اند.

طی حدود ۳ میلیون سال که نژاد انسان در کره‌ی زمین سپری کرده‌ است، انسان غارنشین از زمانی که استفاده از ابزار‌های سنگی را شروع کرد تا زمان پیدایش کشاورزی در حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش، تحت تغییرات مداوم محیط زندگی بوده است و در ۲۰۰ سال اخیر، از زمان انقلاب صنعتی، گونه‌ی انسان مجبور بوده با شرایطی که ایلداری «جهش اساسیِ شرایط محیطی» می‌نامد، کنار بیاید.

با وجود این که شرایط محیطی از ریشه تغییر کرده است، ژنوم انسان لزوما همانی است که ۲۰۰ سال پیش بوده است. به گفته‌ی ایلداری «این فقط هشت نسل است، که زمان کافی (برای ایجاد سازگاری‌های مهم ژنتیکی) نیست.»

پیشنهاد می کنیم بخوانید :   ۵ اشتباهی که مردان پس از طلاق انجام می دهند

ناسازگاری بزرگی میان ژن‌های ما، بدن و مغزمان، و همینطور محیطی که در آن زندگی می‌کنیم وجود دارد. ما برای یک جا نشستن، فضاهای بسته، انزوای اجتماعی، فست‌فود، کم‌خوابی و روند دیوانه‌وار زندگی مدرن طراحی نشده‌ایم.»

افسردگی،  خواب راحت، انرژی، تمرکز، حافظه و میل جنسی را از انسان می‌دزدد و تجربه‌ی لذت‌های ضروری زندگی را از او می‌گیرد. افسردگی می‌تواند علاقه‌ی مردم به عشق ورزیدن، کار کردن، سرگرمی و حتی امید به زندگی را از بین ببرد. در صورتی که اقدامی برای درمان افسردگی انجام نشود، این بیماری می‌تواند باعث آسیب دائمی به مغز شود.
افسردگی حساسیت مغز نسبت به درد را آنقدر بالا می‌برد که بعضی از بیماران روانی ایلداری از آن به عنوان رنج، عذاب و شکنجه‌ی درونی یاد کرده‌اند. ایلداری در یکی از سخنرانی‌های تِد می‌گوید: «خیلی‌ها به مرحله‌ای می‌رسند که مرگ را به عنوان یک راه گریز نجات‌بخش می‌بینند.»

اما افسردگی یک بیماری طبیعی نیست. این بیماری بخشی از وجود انسان نیست که نتواند از آن خودداری کند. ایلداری معتقد است که افسردگی، مثل خیلی از بیماری‌های دیگر، حاصل تمدن است. استرس زیاد و سبک زندگی صنعتی و مدرن امروزی که با تکامل ژنتیکی ما همخوانی ندارد، دلایل این بیماری هستند.

ایلداری می‌گوید افسردگی نتیجه‌ی پاسخ‌دهی طولانی‌مدت به استرس است. این به گفته‌ی او «واکنش گریز از استرس» از طرف مغز مشابه پاسخ جنگ یا گریز است که برای کمک به اجداد ما در مقابله با حیوانات درنده یا خطرات فیزیکی دیگر، تکامل یافته است. واکنش گریزی نسبت به استرس، احتیاج به چند ثانیه یا چند دقیقه (در موارد نادر تا چند ساعت) فعالیت فیزیکی بسیار شدید دارد. ایلداری می‌گوید:

مشکل مردم در دنیای مدرن این است که واکنش به استرس، هفته‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه می‌یابد و چنین وضعیتی به طرز وحشتناکی مضر است.

ایلداری تأکید می‌کند که زندگی در شرایط استرس‌زای مداوم -مثل خیلی از زندگی‌های امروزی- باعث کاهش انتقال‌دهنده‌های شیماییِ عصبی مثل دوپامین و سروتونین می‌شود که می‌تواند اختلالات خواب، آسیب به مغز، اختلال در عملکرد سیستم ایمنی و التهاب را به دنبال داشته باشد.

پیشنهاد می کنیم بخوانید :   راه های کاهش دلهره و استرس در شب خواستگاری

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد ضروری ستاره زده شده اند *